کتاب برج ، نوشته جی. جی. بالارد

مقدمه مترجم بر این کتاب:

هرچند گاهی نویسندگان داستان علمی – تخیلی و نویسندگان داستان پسامدرنیستی بهتر دیده اند موازی با هم اما مستقل از هم پیش پیش بروند، اما در عین حال پسامدرنیسم نقش مایه های علمی تخیلی را جذب کرده است (کازمیکامیکز، ایتالو کالوینو؛ نهار عریان، بارو؛ سلاح خانه شماره پنج؛ ونه گات؛ سرزمین مصیبت زده، بالارد؛…)، و از آن به عنوان ماده خام قصه نویسی بهره برداری کرده است.

از مضمون های رایج یکی رویدادهای فرازمینی و پدیده های بین سیاره ای است (بارو، ونه گات…) و دیگر نوآوری های علمی است. چیزی که هست نویسندگان پسامدرنیست در مجموع علاقه مند به پی امد تأثیر نوآوری های فن آورانه برجامعه و نهادهای اجتماعی هستند(قلمه زنی (کلوناز) در پسرهای وحشی، بارو؛ ستاره راتنر، دان دلیلو…) و دگرگونی هایی که در ساختار جامعه پدید می آید. و نتیجه آن شده است که آینده های پسامدرنیستی، دستان(۱) هایی سخت تیره می نمایند. نقش تکرار جهان بعد از یک جنگ مصیبت بار یا یک فروپاشی فاجعه بار و پایانی مضمونی است که مکرر می شود. برای مثال، کارلوس فوئنتس در ترا نوسترا(زمین خودمان)، ۱۹۷۵) آمریکایی را تصویر می کند که زیر فشار انفجار جمعیت از هم فروپاشیده است و صحنه آشوب زده نبردهای دایم میان ارتش های خصوصی و تاراجگران صحراست

قصه نویسی پسامدرنیسم مدیون گونه ادبی (ژانر) علمی – تخیلی است. اما این دین دوسویه است. درست همان گونه که پسامدرنیسم مایه های هستی شناختی (۲) خود را از حوزه علمی – تخیلی به عاریت گرفته است، داستان علمی – تخیلی نیز عناصر پسامدرنیسم را جذب کرده است. در دهه های آغازین سده بیستم داستان علمی – تخیلی نتوانست وجوه و شیوه های ادبی تازه را جذب کند و از مسیر رسمی و اصلی ادبیات و گونه های دیگر ادبی به دورماند. نخستین مرحله شکوفایی فراگیر داستان علمی-تخیلی در دهه ۳۰ (۱۹۳۰) در ایالات متحده با مدرنیسم آمریکایی و ابداعات عمیق آن به دست کسانی چون فاکنر و دوس پاسوس مصادف گشت، اما بوطیقای دهه ۳۰ داستان علمی – تخیلی، بوطیقای مدرنیسم نبود، بلکه بوطیقای رئالیستی بود، یعنی همان چیزی که بوطیقای مدرنیستی می کوشید به جای آن بنشیند. تحول عمیق داستان علمی – تخیلی و جذب بوطیقای مدرنیسم(و در پی آن پسامدرنیسم) در دهه ۶۰ (۱۹۶۰) و با شکل گرفتن به اصطلاح «موج نو» در انگلیس و ایالات متحده روی داد. اما روند تحول، روز به روز شتاب بیشتری به خود گرفت، به طوری که در پایان دهه ۶۰ و آغاز دهه ۷۰ شاهد ظهور چهره های برجسته ای هستیم که در مسیر اصلی و رسمی ادبیات، در عرصه پسامدرنیسم خودنمایی می کنند.

یکی از برجسته ترین این چهره ها جی. جی. بالارد، نویسنده انگلیسی است، که با روایت های آپوکالیپسی خود، از پدیدآورندگان «موج نو» در زمینه قصه نویسی و از چهره های شاخص پسامدرنیسم است:

داستان نیمه بلند«صداهای زمان» ۱۹۶۰، و تریلوژی دنیای غرق شده، ۱۹۶۲، خشکسالی، ۱۹۶۵، دنیای بلور، ۱۹۶۶، برج، ۱۹۷۶، مهر زنان، ۱۹۹۱ و…. بالارد از طریق سبک بخشی (۵) بوطیقای مدرنیسم را وارد عرصه داستان های خود می کند،

به ویژه با اقتباس و مبالغه آگاهانه بوطیقای مدرنیستی ژوزف کنراد(۶)، از آن جمله چشم انداز باوری (داریوش آشوری، پرسپکتیویزم) کنراد، سخن پردازی ملودراماتیک وی، تصویرپردازی سمبولیستی و حتی عناصری از دنیای خاص کنراد. البته این جنبه از سبک پردازی که متعلق به اواخر مدرنیسم است با مایه های هستی شناختی که خاص داستان علمی – تخیلی است دوش به دوش هم در آثار بالا جلوه می کنند، به ویژه دست مایه های آشنای آپوکالیپسی(فاجعه جهانی) و جدال برای بقا که بعد از وقوع فاجعه آدمی درگیر آن می شود. با این همه، بالارد در قصه های اوایل و نیمه دهه ۶۰، با استفاده از یک چارچوب شناخت شناسی (۷) که به دقت تبیین شده است، این بدیهه سازی های هستی شناختی خود را به خوبی و با دستی نیرومند مهار می کند. در پهنه این داستان ها، بجز«صداهای زمان»، تنها یک ناظر حضور دارد، و این ناظر تنها کسی است که خواننده با خودآگاهی او ارتباط برقرار می کند، و نتیجه آن می شود که از خود می پرسیم (و تشویق می شویم از خود بپرسیم) چه مقدار از چشم انداز عینی و باورنکردنی داستان عملا ساخته و پرداخته ذهن و تحریف ها و برون افکنی های این ناظر است (اوج این تکنیک را بالارد در داستان کوتاه منطقه وحشت به کار برده است. و در پایان خواننده نیز در جهان تخیل قهرمان داستان گرفتار می شود).

بالارد سرانجام در نمایش وحشت (۸) برون افکنی های هستی شناختی خود را از قید محدودیت های شناخت شناسانه این برون افکنی ها آزاد می کند، و موفق به آفرینش متنی می شود که عملا پسامدرنیستی است و براساس دست مایه های علمی تخیلی شکل گرفته است. این تحول نیز مثل همه تحول های ادبی تاریخچه ای پشت سر دارد، که به خوبی می توان آنها را در آثار پیش از نمایش فاجعه پی گرفت. در همان داستان های اوایل و نیمه دهه ۶۰ که به آپوکالیپس می پردازند می توان الگوی تکرار-با-تنوع را تشخیص داد که کل مجموعه داستان ها را در بر می گیرد. در همه این داستان ها، زمین گرفتار یک مصیبت فراگیر می شود؛ این مصیبت ممکن است بیماری خواب باشد، بالا آمدن آب دریاها باشد، خشکسالی انسان ساخته، با بلوری شدن غیرعادی ماده زنده باشد. در همه این داستان ها پژوهشگری حضور دارد به نام پاورز، یا کرانز، یا رانسوم یا ساندرز(که اسم این سه نفر آخری کم و بیش از طریق بازی با حروف ساخته شده اند)؛ این پژوهشگران سخت درگیر شرایط تازه و عجیب حیات شده، بیش از پیش به ژرفای آن کشیده می شوند که در نهایت به نابودی آنان می انجامد. در این داستان ها پژوهشگر با یک زن مرموز رابطه پیدا می کند، و از سوی یک چهره نرینه شیطانی مورد آزار و اذیت قرار می گیرد؛ این چهره شیطانی از نظری همزاد خود اوست(همان داستان کوتاه منطقه وحشت)؛ و مانند آن. بالارد حتی اسم های مشخصی را در متن ها مکرر می کند: مثل مونت رویال، که یک جا در داستان خشکسالی نام یکی از شهرهای انگلستان است، و بار دیگر دردنیای بلور نام زیستگاهی در آفریقاست و بالاخره در برج نام یکی از قهرمانان داستان است. اینها همه به شیوه تاحدودی پوشیده، به جایگشت (۹) بازی گونه ای از منبع ثابتی از نقش تکرارها حکایت می کند – «هنر در حوزه بسته» – که دقیقا اصل سازمان بخش نمایش فاجعه است، جز آن که در این مورد خاص چیزی در پرده نیست، بلکه برعکس همه چیز راحت به نمایش درآمده است. قهرمانان این قصه ها سرسختانه در پی جدا کردن و مشخص کردن یک قدرمطلق (۱۰) هستند، که چیزی نیست جز یک شکل انتزاعی که در مجموعه ای از نمودهای بی ارتباط با هم و به وضوح بی شکل یا نامنظم تکرار می شود: چند عکس، چند حالت اروتیک یا منظره شهری. پیامد حضور و کاربرد مضمون «قدر مطلق» در سطح محتوای داستان در مجموعه نمایش وحشت این است که داستان ها از نظر ساختار نیز دارای ساختار کاملا مشابه اند؛ در این شبیه سازی های ساختاری یک مجموعه کارمایه (مدول) ثابت وجود دارد که بیشتر آنها در اصل تکرار همان کارمایه های داستان های آپوکالیپسی هستند که در هر داستان به شکلی متفاوتدرهم آمیخته اند و با دست کاری و جرح و تعدیل به صورت تازه ای ظاهر می شوند. این کارمایه ها(مدول ها عبارتند از: یک محقق که از نظر روانی نامتعادل است و نام او با حرف «ت» شروع می شود(تراویس، تالبوت، تراون، تالیس، ترابرت و مانند آن)؛ زنی که این محقق وی را صرفا«محض آزمایش» به قتل می رساند(در چندین مورد نام این زن نام همان زن مرموز داستان خشکسالی است: کاترین آستین، یا آستن)؛ یکی از شاگردان سابق و اهریمنی این محقق، که اسم او همیشه با صدای «ک» شروع می شود(کلاین، کوستر، کاستر؛ مقایسه کنید با اسم کالدرن در«صداهای زمان»)؛ شهرهای متروک یا ویرانه؛ اشیا یا پسزمینه های تکرارشونده، مثل نمایشگاه های نقاشی یا عکاسی، اتومبیل های درهم شکسته، هلی کوپتر، تابلوهای بزرگ آگهی، نمایش فیلم و مانند آن اشاره های مکرر به آثار دادائیستی، سورئالیستی، یا نئواکسپرسیونیستی (ارست، تانگی، دوشان، ماتا، دوکیریکو، بیکن)؛ و مانند آن. (۱۱) جی. جی. بالارد انگلیسی و در اصل متولد شانگهای (۱۹۳۰) است؛ پدرش در آن زمان در چین تجارت می کرده است. در دوران جنگ جهانی دوم که ژاپنی ها چین و بندر شانگهای را تصرف کردند، خانواده بالارد را نیز دستگیر کردند و بعد از حمله به پرل هاربر در سال ۱۹۴۱ آنها را به اردوگاه اسرای غیرنظامی فرستادند. پس از تسلیم ژاپن خانواده بالارد را آزاد کردند و همه آنها در سال ۱۹۴۶ به انگلیس برگشتند.

جی. جی. بالارد در انگلستان برای ادامه تحصیل به دانشگاه کمبریج رفت و دو سالی پزشکی خواند، اما درس را رها کرد و به کارهای مختلفی روی آورد. مدتی آگهی تجاری و تبلیغاتی می نوشت، و مدتی هم در بازار کاونت گاردن لندن باربری می کرد، در ضمن به کار نویسندگی نیز می پرداخت و قصه کوتاه می نوشت. نخستین داستان کوتاه بالارد در سال ۱۹۵۶ در مجله جهان نو به چاپ رسید. در همین زمان در یکی از مجله های فنی یک کار دایمی به دست آورد و در سال ۱۹۶۱ کمک سردبیر یک مجله علمی شد. در این مدت همچنان به نوشتن و چاپ داستان کوتاه ادامه می داد. بهترین داستان های کوتاه بالارد در همین دوره به وجود آمده اند. بالارد اولین داستان بلند (رمان) خود به نام جهان غرق شده را در سی سالگی یعنی در سال ۱۹۶۰ نوشته است.

بالارد اکنون یکی از نامداران قصه پسامدرنیستی است. دست مایه آثار بالارد تم های علمی – تخیلی است و داستان های او بر بستر این دست مایه حرکت می کنند و با این دست مایه است که بالارد تا ژرفای جهان و ژرفای ذهن آدمی فرو می رود و خواننده را نیز با خود می کشد.

دنیای بلور به سال ۱۹۶۶ منتشر شده است. منتقد تایمز ادبی درباره این رمان می نویسد: «امروز دیگر بالارد از نامداران داستان نویسی معاصر است. درونمایه این اثر بالارد«تم زمان» است که خاص خود اوست. این تم با زیبایی هرچه بیشتر پرورانده شده است و با ظرافت بر صفحه کاغذ آمده است… فضای رمان یادآور فضای دل تاریکی ژوزف کنراد است؛ شخصیت های آن یاد آور شخصیت های گراهام گرین است و گهگاه آدمی را به درون دنیای آلن پو می کشاند. نیروی توصیف او بسیار قوی است… بالارد اکنون نویسنده ای تثبیت شده است. وی یکی از حساس ترین و پیچیده ترین قصه نویسان معاصر است.»

کتاب برج (مجتمع مسکونی( در سال ۱۹۷۶ منتشر شده است. منتقد ادبی تایمز مالی از برج چنین یاد می کند: «برج اسطوره جهان معاصر و مدرن ماست، نگاهی به پیامدهای احتمالی تکنولوژی پیشرفته معاصر است و نگاهی است به طبیعت موش‌گونه آدمی که در این میان به دام افتاده است. شیوه بیان بالارد کاملا خونسرد و بی‌تفاوت است، نگاه او کاملا دقیق و موشکافانه است، تم داستان جسورانه است و به خوبی باز می‌شود و گسترش می یابد؛ منتقد تایمز برج را «پیروزی هنر و احساس می خواند و بالاخره منتقد ساندی تلگراف می گوید: «بالارد می‌خواهد نشان دهد چه طور می شود که انسان نمی تواند مدت زیادی تن به نظم دهد، آن هم نظمی که بر شانه هایش سنگینی می کند. شیوه بیان ماجرا اثر کوبنده ای بر خواننده می گذارد.»

خواندن داستان های بالارد تجربه تازه ای است، ورود به دنیای هراس ها و کابوس هایی است که برای انسان پایان هزاره دوم و آغاز هزاره سوم چندان دور نمی نماید و گاهی در عمل چنان نزدیک است که انسان به هراس می افتد. نویسنده تایمز ساتردی ریویو می گوید:«[بالاردا راهی به درون آدمی گشوده است… این جا میان جهان بیرون از ذهن و جهان رؤیاهای درون آدمی پیوندی وجود دارد؛ روال زمان وارون شده یا آشفته وار به هم ریخته است و پر از تصویرهای نمادین است… داستان های بالارد را که می خوانیم انگار کسی پیام هایی را در بطری گذاشته و به دریا انداخته و اکنون به ما رسیده است. پیام ها لبریز از شکوه تنهایی اند که آرامش آدمی را به هم می ریزد، در حالی که فرستنده پیام ها همچنان چشم به راه پاسخ ماست.»

از دیگر رمان های بالارد تصادم است که به سال ۱۹۹۶ دیوید کرونن برگ براساس آن فیلم پرسروصدایی ساخته است؛ جزیره کانکریت؛ مهر زنان (۱۹۹۱)؛ امپراتوری خورشید(۱۹۸۴) که به سال ۱۹۸۷ اسپیلبرگ از روی آن فیلمی دست کرد؛ و به سوی بهشت (۱۹۹۴). از مجموعه داستان های کوتاه دیگر وی: کابوس چهار بعدی، روز ابدی، مرد انباشته، شن های شنگرفی، و هواپیمایی که در سطح پایین پرواز می کرد.


کتاب برج
نویسنده : جی. جی. بالارد
مترجم : ع.ا.بهرامی
نشر چشمه
۲۸۴ صفحه

منبع: ۱pezeshk

درباره‌ی book-book

همچنین ببینید

عرفان حافظ

این کتاب مجموعه‌اى است مشتمل بر پنج جلسه کنفرانس استاد شهید مطهری که در حدود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.